دهبار، روستایی برای طبیعت گردها

دهبار، روستایی برای طبیعت گردها
99-4-26 روستای دهبار، روستایی ییلاقی و زیبا، در نزدیکی طرقبه و 25کیلومتری جنوب مشهد است که زیبایی های طبیعتی و تاریخی آن، گردشگران را در هر فصلی از سال به خود فرا می خواند به خصوص در فصل پاییز که درختان دهبار به رنگ های گرم پاییزی...

دهبار، روستایی که در فصل پاییز تمام زیبایی خود را به نمایش می گذارد

پاییز دهبار، مثل بهار و تابستان آن دیدنی است؛ البته دیدنی های این روستا محدود به باغ های آبادش نیست. دهبار، روستای تاریخی نیز هست و همین دیدنی هاست که ما را در یک روز سرد پاییزی در آبان ماه، راهی این روستای ییلاقی نزدیک «طرقبه» در بیست و پنج کیلومتری جنوب مشهد می کند. روستای طرقبه و «شاندیز» حالا مدت هاست که شهر شده اند؛ شهرهایی که در کنار هم، شهرستانی را تشکیل داده اند به نام «طرقبه شاندیز». همه روستاهای ییلاقی جنوب مشهد حالا در جغرافیای این شهرستان قرار گرفته اند. دهبار هم یکی از روستاهای طرقبه شاندیز است. شغل اصلی مردم این روستا، باغبانی است و بیشترین محصول باغات آنها هم گیلاس، آلبالو، سیب، گیلاس و گردو است. به جرأت می توان گفت که روستای دهبار یکی از زیباترین روستاهای اطراف مشهد است که دیدن آن فصل خاصی را نمی شناسند و در هر فصلی زیبایی های خاص خودش را دارد، هرچند پاییز رنگ به رنگ این روستا بسیار تماشایی تر است. به خصوص در آبان ماه که برگ درختان دهبار، به رنگ های قرمز، سبز، زرد و نارنجی درمی آید.

دره ارغوان، آغاز راه

راه رسیدن به دهبار از محله «طُرَقدَر» شهر طرقبه آغاز می شود؛ محله ای حاشیه ای که این شهر را به ارتفاعات جنوب شرقی آن وصل می کند. طرقدر تا همین سال های اخیر روستایی آباد در حاشیه طرقبه بود که به لطف توسعه این شهر، حالا به محله ای از آن تبدیل شده است. جاده طرقبه به دهبار، آسفالته است و از حاشیه یکی از غنی ترین رویشگاه های گیاه «ارغوان» می گذرد؛ جایی که اردیبهشت ها، یکدست از رویش بوته های ارغوان، به رنگ ارغوانی درمی آید. این دره، تفریحگاه اهالی طرقبه و مشهد نیز هست. چشمه های آب انتهای دره، دره ارغوان را به تفرجگاه مناسب بهاری تبدیل کرده است.

دره ارغوان یک کارکردمهم دیگر نیز دارد. اهالی روستاهای اطراف از شاخه های ارغوان، سبد می بافند. سبدبافی شغلی رایج در طرقبه بوده و تا حدودی هنوز هم هست. هنوز می شود در فروشگاه های این شهر، محصولاتی را پیدا کرد که حاصل هنر و حوصله روستایی هاست و با شاخه های ارغوان درست شده اند. ارغوان باف ها اوایل پاییز، شاخه های بلند ارغوان را می چینند.. این شاخه ها بعد از خیساندن و جوشانده شدن در دیگ های بزرگ، نرم و منعطف می شوند و می شود آنها را به شکل های مختلفی لابه لای هم بافت. سبد، آبکش (سله) و گلدان بیشترین محصولاتی است که ارغوان باف ها می سازند. همه روستاهای ییلاقی جنوب مشهد، حتی اگر جاده آسفالت بین شان وجود نداشته باشد، باز هم به یکدیگر راه دارند، راه های مالرو که هر کدام، زیبایی های خودش را دارد.

رودخانه حیات بخش

«کلاته آهن» و «کردینه» دو روستای دیگر هستند که راه رسیدن به آنها از همین جاده طرقبه به دهبار جدا می شود. جاده آسفالته کلاته آهن، بالادست دره ارغوان، از مسیر روستای دهبار جدا می شود و بعد از عبور از دره ارغوان، به کلاته آهن می رسد که همسایه دهبار است. این دو روستا با یک رودخانه به هم وصل می شوند. رودخانه ای که از بالادست روستای دهبار، سرچشمه می گیرد. بعد از عبور از دل باغ های دهبار، به کلاته آهن می رسد و بعد هم به دریاچه ای که پشت یک بند تاریخی درست شده است می ریزد».

«بند گلستان» را بین راه می بینیم، سدی با 500 سال قدمت که اصل آن آجری و متعلق به دوره تیموریان بوده و بعدها در دوره های مختلف سازه هایی به آن اضافه شده است. بند گلستان کمی قبل از شهر طرقبه در سمت چپ جاده قرار دارد. همچنان که دهبار و کلاته آهن با رودخانه پر آبشان به هم وصل می شوند، روستای کردینه نیز با رودخانه پر آبش به شهر طرقبه متصل است. کردینه همسایه کوچک دهبار است. راه خاکی روستای کردینه، کمی پیش از رسیدن به دهبار، از جاده طرقبه به دهبار جدا می شود و نزدیک پنج کیلومتر طول دارد. البته دهبار همسایه دیگری نیز دارد. روستای تاریخی «ازغد» در ده کیلومتری شمال شرقی اش قرار دارد و یک راه خاکی، این دو روستا را به هم وصل می کند. دوچرخه سوارها هم مسیر خاکی دهبار به ازغد را دوست دارند. این مسیر یکی از مسیرهای تعریف شده برای دوچرخه سواری کوهستان است.

دهبار آخرین روستای شهرستان طرقبه و شاندیز در کوهپایه های بینالود است. بعد از آن هرچه هست، سنگ و صخره های کوهستانی است؛ کوهستانی که در دامنه شمالی آن، روستاهای ییلاقی شهرستان طرقبه و شاندیز قرار دارد و در دامنه جنوبی آن، روستاهای ییلاقی نیشابور. چندین راه مالرو، دهبار را در این طرف کوه به «گِرینه» و «دَررود» در آن طرف کوه می رساند، راه هایی که عشق طبیعت گردها هستند.

دهبار، دره ای پر آب

دهبار مورد علاقه طبیعت گردهاست. روستایی که مثل بیشتر روستاهای ییلاقی در دل دره واقع شده و تپه ماهورهای بلند از هر طرف روی آن سایه انداخته است. پیش از سرازیر شدن به طرف روستا، در پیچ و خم جاده نمای کاملی از دهبار را می بینیم که با باغ های به زردی نشسته اش، مثل باریکه ای در دل دل دره امتداد یافته است. روستا در بالادست برپا شده و باغ ها در پایین دست، در مسیر رودخانه کشیده شده اند. قدیم ترها، خانه های دهبار عمدتاً باسنگ هایی درست می شده که یا از کوه آورده می شد یا از کف رودخانه، رودخانه ای که از ارتفاعات بینالود سرچشمه می گیرد و با عبور از کنار روستا، باغ ها را سیراب می کند.

وجود آب فراوان در تمام فصول سال، باعث شده تا باغ های دهبار، باغ های سبز و خرم و آبادی باشند. دهبار، چندین چشمه پر آب نیز دارد، چشمه های «بیدستان»، «دقدر»، «حیات»، «برمنه» و «عمره»، چند چشمه ای است که در دره دهبار، می جوشند و آب برف های زمستانی را به پایین دست می رسانند. دهبار، چشمه دیگری نیز دارد، چشمه ای که از وسط باغ های می گذرد. آب این چشمه حتی در اواسط تابستان نیز سرد است، آنقدر سرد که به سختی می توان دست را چند لحظه ای در آن نگه داشت. اهالی دهبار برای «چشمه سردی» (چشمه سعدی) یک مخزن سیمانی ساخته اند که حجم بیشتری از آب چشمه را در خود نگه می دارد. در گذشته، پیش از اینکه لوله کشی، آب را به خانه های دهبار برساند، چشمه سردی، بخشی از آب آشامیدنی اهالی را تأمین می کرد. حالا آب چشمه سردی، باغ های اطراف را سیراب می کند و به رودخانه دهبار می ریزد. دهبار البته قنات هم دارد. کشاورزهای دهباری در چندتایی از دره ها که از آب رودخانه دور مانده اند، قنات هایی احداث کرده اند تا بشود دامنه باغ های دهبار را تا دره های دورتر هم رساند.

باغ هایی با میوه های خراسانی

به لطف باغ های خرم، کشاورزی در دهبار پر رونق است. رودخانه پر آب و زمین های حاصلخیز، دهبار را به روستایی پر محصول تبدیل کرده است. گردو، گیلاس، هلو، آلبالو، زدآلو و سیب، بخشی از فهرست میوه هایی است که در باغ های اینجا به عمل می آید. به این فهرست چند میوه دیگر را هم می شود اضافه کرد؛ میوه هایی که اینجا در کوه های بینالود به عمل می آیند و نمونه های مرغوبش را می شود در باغ های دهبار پیدا کرد. «تَنَسگل» یک میوه خراسانی است. میوه ای از خانواده آلودها، چیزی بین زردآلو و هلو، پیوندهای جوان تنسگل یا باید روی درخت هلو سوار شوند یا زردآلود، این روش سنتی تکثیر درختان تنسگل است.

به لطف باغ های خرم، کشاورزی در دهبار پر رونق است. رودخانه پر آب و زمین های حاصلخیز، دهبار را به روستایی پر محصول تبدیل کرده است. گردو، گیلاس، هلو، آلبالو، زدآلو و سیب، بخشی از فهرست میوه هایی است که در باغ های اینجا به عمل می آید. به این فهرست چند میوه دیگر را هم می شود اضافه کرد؛ میوه هایی که اینجا در کوه های بینالود به عمل می آیند و نمونه های مرغوبش را می شود در باغ های دهبار پیدا کرد. «تَنَسگل» یک میوه خراسانی است. میوه ای از خانواده آلودها، چیزی بین زردآلو و هلو، پیوندهای جوان تنسگل یا باید روی درخت هلو سوار شوند یا زردآلود، این روش سنتی تکثیر درختان تنسگل است. این میوه از زردآلو بزرگتر و از هلو کوچک تر بوده و طعم شیرین آن حتی در رسیده ترین حالت هم رگه هایی از ترشی را داراست. خراسانی ها اسم این طعم را «می خوش» گذاشته اند.

پوست میوه تنسگل مانند هلو کرک دار است و خیلی زود پلاسیده می شود؛ برای همین هم باغدارها رغبتی برای رساندن این میوه به دوردست ها ندارند. مشهد، آخرین مقصد ارسال این میوه است و برای همین تنسگل به عنوان میوه مشهدی شناخته می شود. اگر تنسگل مشهدی باشد، «نِلک» را حتماً باید میوهه دهباری بدانیم؛ آلوچه ترشی که اهالی از آن برای ترش کردن طعم غذای شان استفاده می کنند، آبگوشت های دهبار بانلک، طعم ویژه ای پیدا می کند. تسنگل و نلک، میوه های تابستان هستند و حالا در ابان ماه، نمی شود سراغی از آنها گرفت. تنها میوه تازه ای که در سراسر پاییز یافت می شود، گونه ای انگور است که اهالی دهبار به آن «انگور آونگی» می گویند. وقتی برگ و بار همه درخت ها می ریزد، تنها خوشه های این انگور دانه درشت تیره رنگ، مثل آونگ های روی تاک ها باقی می مانند. اهالی دهبار، خوشه های انگور آونگی را در تاریک و روشن انبارهای خانک خانه ها، به نخ می کشند و از سقف آویزان می کنند. شب های چله در سرمای استخوان سوز دهبار، انگورهای آونگی، پای ثابت سبدهای پر از میوه است.

طعم چای کوهی

ارتفاعات دهبار هم مثل باغ های این روستا، پر بار و حاصلخیز است. دامنه های اطراف دهبار، پر است از بوته های ریواس. بوته هایی با برگ های بزرگ و پهن که ساقه هایی ترد و ترشمزه دارد. اگر چه بهترین ریواس های بینالود در دامنه های جنوبی آن در سمت نیشابور به عمل می آید، اما ریواس های دهبار هم ریواس های مرغوبی است. اهالی منطقه چندان به پرورش ریواس نمی پردازند، برای همین هم ریواس های دهبار، ریواس طبیعی است. ریواس میوه ماه های اردیبهشت و خرداد است اما حالا در آبان ماه هم می شود در ارتفاعات دهبار، میوه های خودروی پاییزی را پیدا کرد. زالزالک وحشی یا «علف خرس» یکی از همین میوه هاست. درخت هایی خودرو که در بیشتر کوهپایه ها دیده می شود. علاوه بر علف خرس، دامنه های دهبار درخت های خودرو که در بیشتر کوهپایه ها دیده می شود.

علاوه بر علف خرس، دامنه های دهبار درخت هایی خودرو که در بیشتر کوهپایه ها دیده می شود. علاوه بر علف خرس، دامنه های دهبار یک محصول پاییزی دیگر هم دارد؛ زرشک کوهی. زرشک های کوهی بوته های خودرویی هستند که در بیشتر ارتفاعات کشور دیده می شوند. اینجا در ارتفاعات بینالود مشرف به روستای دهبار، بوته های فراوان زرشک کوهی را می شود دید که در دل ارتفاعات روییده اند.

گیاه دیگری نیز در این منطقه وجود دارد که طبیعت گردها علاقه ویژه ای به آن دارند؛ گیاهی با گل های خوشه ای کرکدار به نام «چای کوهی».

 این چای، عطر ملایمی دارد و رنگ دمنوش آن، به زردی مختصری می زند. دهبار یک محصول گیاهی ویژه نیز دارد که مخصوص دهبار است. گونه خاصی از گیاه «سماق» در ارتفاعات دهبار می روید که با گونه های دیگر این گیاه متفاوت است. انبوه بوته های سماق به ارتفاعات دهبار، شکل ویژه ای داده است. بوته های سماق را می شود در جای جای ارتفاعات بالادست روستا دید. میوه سماق که خوشه ای است، اواخر تابستان و اوایل پاییز می رسد. بوته های سماق دهبار، خودرو هستند. سرمای پاییز که شروع می شود اهالی میوه های سرخ رنگ سماق را می چیند و آسیاب می کنند. در روستای دهبار، هر فصل سال که باشد، حتماً می شود سماق پیدا کرد.

چند کیلومتری بالاتر از روستا و در دل ارتفاعات بکر بینالود، جایی که سرچشمه های رودخانه دهبار قرار دارد، اُرسستانی قرار دارد که چند سالی است رونق بیشتری پیدا کرده است. درخت های ارس یا سرو کوهی، منظره ثابت کوهستان های ایران هستند؛ درختانی با رشدی کند که می توانند چندین هزار سال عمر کنند. هیچ درختی به اندازه اُرس، توان مقاومت در برابر سرما و گرما و باد و بوران را ندارد.

چوب ارس هم چوب محکم و مقاومی است، اگرچه به خاطر موجدار بودن، از چوب ارس کمتر در خانه سازی استفاده شده اما این چوب مقاوم، کاربردهای فراوانی در زندگی قدیم داشته است. یکی از کاربردهای چوب ارس، ساخت کفی کفش بوده؛ «ارسی» های قدیمی، زیر روکش «جیر» (لاستیک) شان، لایه ای از چوب ارس داشته اند. این البته تنها یکی از کاربردهای چوب ارس بوده است. ارس ها با زندگی روستایی پیوندی ناگسستنی داشته اند. در دهبار هنوز هم ارس ها محترم هستند. اهالی دهبار، ارس ها را نگهبان های کوهستان می دانند. آنها به سختی مراقب جنگل های ارس بالادست روستا هستند. حالا چد سالی است که فعالان محیط زیست با همکاری اداره منابع طبیعی در روز درختکاری، نهال های ارسی را به این مجموعه اضافه می کنند؛ ارس هایی که به لطف تحقیقات و تلاش های فراوان به صورت مصنوعی در خزانه مخصوص شان به عمل آمده اند کارشناسان منابع طبیعی معتقدند کاشت این ارس ها می تواند به حفظ و احیای جنگل های ارس در این منطقه کمک کند.

دهبار؛ روستای تاریخ

دهبار همچنان که روستای باغ و باغداری است، روستای سنت ها و تاریخ هم هست. سنت عزاداری برای حضرت امام حسین در دهبار سنت ریشه داری است. قدیمی ترین قبری که در گورستان دهبار وجود دارد، متعلق به «خواجه غیاث الدین علی باری» است و داستان آن هم به محرم مربوط می شود. اهالی دهبار چیزی درباره او نمی دانند جز آنکه در محرم 595 قمری هنگام تعزیه خوانی در روز عاشورا، به دست دشمنان، سر از تنش جدا شده است. این حکایت سینه به سینه در دهیار نقل می شود. خواجه غیاث الدین، سنگ قبری هم داشته که همین حکایت روی آن هم نوشته شده بوده است. این سنگ تاریخی مدت هاست که مفقود شده است. اهالی دهبار، خواجه غیاث الدین علی باری را نخستین شهید این روستا می دانند. البته روستای دهبار، شهدای دیگری هم دارد؛ 18 جوان برومند از این روستا در سال های دفاع مقدس شهید شده اند و حالا در سینه کش تپه ای که گورستان دهبار است، زیر پرچم ایران، آرام خوابیده اند.

تاریخ دهبار به همین ها خلاصه نمی شود؛ مسجد امام علی در این روستا یک مسجد تاریخی است که 400 سال قدمت دارد و در دوره های مختلف به ویژه در روزگار معاصر مرمت و بازسازی شده است. مسجد امام علی محل اجتماع دهباری هاست؛ در ایام عزا و مناسب های مذهبی دیگر، همه اهالی دهبار حتی اگر در شهرهای دور ساکن باشند، سعی می کنند خودشان را به روستا برساند و در مراسمی که در مسجد برقرار است شرکت کنند.

دهباری ها علاوه بر مسجد، جای دیگری هم برای دور همه جمع شدن دارند. میدانگاهی روستا با چنار تنومندش، پاتوق اهالی است. چنار دهبار به گفته اهالی 900 سال قدمت دارد. این تعیین قدمت البته خیلی هم دور از ذهن نیست؛ چناری که از فرط بزرگی روی همه میدانگاهی روستا سایه انداخته است، حتماً صدها سال قدمت دارد. وسط تنه چنار دهبار خالی شده و این فضای خالی، آنقدر بزرگ است که یک نفر به راحتی می تواند در این حصار چوبی بنشیند و کاسبی کند. تا همین سال های اخیر، کفاش پیر دهبار، از همین فضا به عنوان حجره کفاشی اش استفاده می کرده است.

اگر سفر یک روزه به دهبار را در غروب به پایان برسانید، می توانید مطمئن باشید که این مسیر در تاریکی شب هم زیباست و مسیر بازگشت تان هم همچون مسیر رفت، خاطره انگیز خواهد بود.

ناهید تیزچنگ امتیاز به خبر :

ارسال نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

نظرات شما

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.