شهرزاد سخن بگو!

شهرزاد سخن بگو!
99-5-1 برای چگونگی پیدایش داستان های هزار و یک شب، روایت های مختلفی پرداخته شده است. عده ای ریشه آن را در هند و ترجمه آن را به فارسی پهلوی می دانند که پس از ورود اسلام به ایران، به زبان عربی ترجمه شده و نام جدید هزار و یک شب را ب...

چگونه هزار و یک شب ایرانی بر فرهنگ و هنر غرب اثر گذاشت

کتاب هزار و یک شب در فاصله 80 سال برای 70 بار به چاپ رسید؛ یعنی به طور تقریبی این کتاب هر سال تجدید چاپ شده است. هنوز مدت چندانی از ترجمه هزار و یک شب نگذشته بود که شخصیت های افسانه ای این کتاب همچون علاء الدین، علی بابا، سندباد، شهرزاد و غول چراغ جادو دهان به دهان شده، به قهرمانان کوچه و بازار تبدیل شدند. با ترجمه هزار و یک شب، ناگهان دریچه های تخیل و افسانه به سوی اروپای علم گرا باز شد. وقتی انتوان گالان، کتاب هزار و یک شب را در اوایل قرن هجده و فاصله سال های 1704 تا 1715 میلادی (1084 تا 1093 خورشیدی) ترجمه کرد، این کتاب به سرعت در تمامی اروپا منتشر و گسترده شد و هواخواهان بسیاری پیدا کرد. او فرزند هفتم خانواده ای تنگدستت بود که موفق به تحصیل در رشته زبان های کهن و شرقی شد و به غیر از ترجمه متون ادبی، سکه شناس شرقی نیز بود و به مجموعه حیرت انگیزی در شهر استانبول دست یافت. اما چه رازی در داستان های گوناگون «هزار و یک شب» وجود دارد که این چنین فرنگی ها را شیفته خودش کرده است؟

روایت ایرانی، قصه جهانی

ردپای هزار و یک شب در آثار غربی از ادبیات تا سینما

احتمالاً اگر شما هم داستان یا اثری از «بورخس» نویسنده زبردست آرژانتینی خوانده باشید ناخودآگاه متوجه شباهت بسیار زیاد داستان های او و هزار و یک شب می شوید. البته بسیاری از نویسندگان مشهور و نوابغ ادبی از تأثیرات هزار و یک شب در امان نماندند. از جمله آنها می توان به کسانی چون گوستاوفلوبر، مارسل پروست، ادگار آلن پو و ایتالو کالوینو اشاره کرد. آوازه هزار و یک شب به قدری بود که بسیاری از سیاحان و جهانگردان را روانه ایران و بغداد کرد. پتی دلاکرواکه در همین ایام در اصفهان به سر می برد، داستان هایی را که از مردم و دراویش اصفهان می شنید، گردآوری و به نام «هزار و یک روز» منتشر کرد که روای اش فرحناز نامی بود. گیرایی هزار و یک شب به قدری بود که کسانی مانند ولتر و مونتسکیو، نویسندگان نامی و قدر فرانسه نیز تحت تأثیر قرار گرفتند و بعدها مونتسکیو با کتاب «نامه های ایرانی» به فرهنگ ایران ادای دین کرد. حتی تا به امروز نیز حجم کتاب ها، داستان ها، فیلم های سینمایی و آثار موسیقی که تحت تأثیر هزار و یک شب ساخته شده اند به قدری زیاد است که این کتاب به یکی از منابع خیال انگیز هنرمندان غربی تبدیل شده است در این نوشته به بررسی آثاری می پردازیم که مؤثر از هزار و یک شب بوده اند و بیرون از مرزهای ایران زمین ساخته شده اند.

قصه های شب

سرنوشت کتاب هزار و یک شب، همانند قصه هایش روایت های متنوعی دارد. عده ای معتقدند داستان های این کتاب ریشه در افسانه ها و قصه های هند دارد و احتمالاً پیش از حمله اسکندر به ایران، به فارسی پهلوی ترجمه شده است. با پیروزی سپاه اسلام و در هم پاشیدن امپراتوری ساسانی، بسیاری از مترجمان ایرانی شروع به ترجمه کتاب ها به زبان عربی کردند. یکی از این آثار نیز کتاب «هزار افسان» بود که از پهلوی به عربی برگردانده شد و نام جدیدی گرفت: «هزار و یک شب» یا «الف لیله ولیله». بعدها وقتی قرن ها از ترجمه عربی کتاب گذشته بود، دوباره هزار و یک شب در سال 1221 خورشیدی و توسط عبدالطیف تسوجی ترجمه و آراسته به قلم صنیع الملک شد. ملا عبداللطیف طسوجی، مترجم و از فضلای دوره فتحعلی شاه و اوایل عهد ناصری بود که به خواهش بهمن میرزا، پسر عباس میرزا شروع به ترجمه کتاب عربی «هزار و یک شب» کرد. اولین باری که ترجمه کتاب مزبور چاپ شد به سال 1261 قمری (1223 خورشیدی) و در چاپخانه ای در تبریز بود که به واقع نمی توان هزار و یک شب را تنها محصول یک ذهن خلاق یا یک فرهنگ دانست. ایران، مصر، بغداد و هند همگی در شکل گیری کتاب هزار و یک شب مؤثر بوده اند و به قدری در طی قرون متمادی این تغییرات در یافت و جان مایه کتاب فرو رفته اند که به سختی می شود تعیین کرد چه کشوری چه تأثیراتی داشته است. ساده  تر و منطقی تر است که هزار و یک شب را کتابی از آن همه بدانیم.

بغداد در هزار و یک شب

درست است که محل وقوع قصه های هزار و یک شب، بغداد و دربار هارون الرشید است اما از سوی دیگر نمی توان ماهیت کاملا پارسی قهرمانان هزار و یک شب را نادیده گرفت. عصر طلایی عباسی یعنی قرون چهار و پنج قمری مصادف با شروع نهضت ترجمه، علم گرایی و پژوهش بود و موجب شد تا «هزار و یک شب» با وجود ماهیت عاشقانه اش ترجمه شود و اقبال بالایی بیابد. تمدن اسلامی در این دوران و بیشتری از همه به دلیل حضور فرهنگ ایرانی به چنان درجه ای از اعتبار رسید که قرن ها بعد اروپا شروع به وام گیری از نتایج علمی و فرهنگی تمدن اسلامی کرد. انتخاب بغداد به عنوان پایتخت امپراتوری اسلامی و نزدیک خاندان برامکه به خلفای عباسی باعث شد تا دستاوردهای فرهنگ ایرانی در تمدن اسلامی تثبیت و ماندگار شود. ساخت کتابخانه توسط هارون الرشید و جمع آوری کتاب های و نسخه های ارزنده، دست دانشمندان را باز گذاشت تا با فراغ بال در زمینه علوم مختلف تحقیق و تفحص کنند. بعدها مأمون با ساخت بیت الحکمه (یا خانه دانش) فضایی آرمانی ایجاد ایجاد کرد که منتهای آرزوی هر دانشمند و مورخی بود. توجه خلفای آغازین عباسی مانند مأمون، هارون و امین به ایران باعث شد تا راه رجال برمکی برای ورود به هزار و یک شب باز شود. می گویند جعفر برمکی عاشق خواهر هارون، عباسه شد اما بدخواهی دشمنان جعفر باعث خشم هارون شد که در نهایت دستور به قتل جعفر داد. می توان داستان های هزار و یک شب را به چهار بخش تقسیم کرد: بخش اول که اکثراً ریشه ایرانی دارد، یعنی داستان شهرزاد و شهریار و داستان های حیوانات. بخش دوم حکایت های مغازله آمیز داستان های عاشقانه که عموماٌ در بغداد اتفاق می افتند، سوم داستان های شگرف همانند ماجراهای سندباد بحری و چهارم، داستان های شهری مانند علاءالدین که عموماً در قاهره اتفاق می افتند. می توان در داستان های بغداد بازتابی از ماجراهای عاشقانه جعفر و عباسه را مشاهده کرد که خیال شنوندگان را برانگیخته تا داستانی عاشقانه و پرسوز و گداز را خلق کنند.

هزار افسان ایرانی

یکی از پژوهشگرانی که برای نخستین بار به ریشه ایرانی هزار و یک شب اشاره کرد، ابن ندیم بود که در کتاب «الفهرست» از کتاب پارسی به نام «هزار افسان» نام برد. ابن ندیم معتقد است «هزار افسان» برای همای دختر پادشاه بهمن نوشته شده و بهمن نیز پسر شهرزاد و اسفندیار بود. وی در کتابش به عادت معمول شاهان ساسانی اشاره می کند که شب هنگام عادت به شنیدن قصه و افسانه داشتند و هزار افسان نیز روایتی از شاهی خونریز است که زنانش را بعد از آنکه فقط یک شب از ازدواج شان گذشته، می کشد و دوباره زن دیگری اختیار می کند. تنها زنی که از دست شاه فرار می کند، زن باهوشی است که شروع به قصه گویی برای شاه می کند و هیچ شبی روایتش را به پایان نمی برد.

مسعودی، یکی دیگر از پژوهشگران اسلامی است که او نیز از هزار افسان نام می برد و معتقد است نام اصلی ترجمه عربی کتاب «الف خرافه» (هزار خرافه) است که عوام عموماً آن را با نام «الف لیله و لیله» می شناسند به غیر از اسامی فارسی دو قهرمان هزار و یک شب، یعنی شهرزاد و شهریار به همراه نحوه روایتگری شهرزاد، بسیاری از پژوهشگران در مورد مبدأ هزار و یک شب به شک و تردید افتاده اند و معتقدند چندین داستان با ریشه های کاملاً ایرانی در «هزار و یک شب» وجود دارد که چندان مشخص نیست چگونه به سایر داستان ها افزوده شده اند. این داستان ها شامل 10 وزیر، آزادبخت و پسرش و شاه خالد وزیرش شمس می شود. به نظر برخی مورخان، کارکرد ضحاک در شاهنامه کاملاً شبیه به نقش شهریار در «هزار و یک شب» است که هر دو علاوه بر شادخواری و عیش، نیروها و افکار جوان و جدید را برنمی تابند و با به کار بستن ترفندهای گوناگونی آنها را از سر راه برمی دارند. علاوه بر آن، قهرمانان زن در هر دو کتاب وجود دارد که در مقابل نیروهای مرد می ایستند و با فصه گویی، روایت را به تأخیر می اندازند و در عوض جان شان را با هر قصه ای می خرند و نجات می دهند. برخی از داستان ها مانند «علی بابا و چهل دزد»، «علاءالدین، غول چراغ جادو» و «سندباد بحری» جزء داستان هایی هستند که مترجم فرانسوی کتاب «هزار و یک شب» به کتاب اضافه کرده است و در نسخه آغازین کتاب خبری از آنها نیست.

قصه گوی جهانی

شهرزاد مهم ترین شخصیت داستان های هزار و یک شب است. او قصه گوی این داستان هاست و تمام فنون ادبی را برای جذب مخاطب، در روایت این داستان ها به کار می گیرد. در این تصویر، پرتره ای از شهرزاد، اثری از «سوفی اندرسون» را می بینید که در قرن هجدهم و در فرانسه خلق شده است.

دام مرجان

قصه های هزار و یک شب سرشار از نیرنگ های بی پایان است که بر سر مرگ و زندگی شکل می گیرند. پس از آنکه علی بابا در دام دزدان گرفتار می شود، مرجان، خدمه منزلش، بر سر دزدانی که در خمره های انبار پنهان شده اند روغن ریخته و هلاک شان می کند.

علی بابا و قصه هایش

این علی بابا است. نشسته بر زمین و شمشیر به دست در حال تفکر. داستان علی بابا از جمله داستنان های مشهور هزار و یک شب است و تصویر مزبور، اثری از «ماکس فیلد پریش» تصویرساز امریکایی است.

یک کتاب هزار اثر

آثار هنری زیادی مرتبط با هزار و یک شب خلق شده است. پوستر فیلم «دزد بغداد» به بازیگری «داگلاس فیربنکس» ساخته شده در سال 1924 میلادی (1302 خورشیدی) در کشور امریکا، آلبوم موسیقی «خلیفه بغداد» ساخته شده توسط هنرمند آلمان تبار «فرانسوا آدرین» در سال 1800 میلادی (1178 خورشیدی) و جلد کتاب هزار و یک شب به ترجمه «آنتوان گالان» در فرانسه؛ اپرای «ابو حسن» که نمایشنامه آن توسط «کارل ماریافون وبر» از آلمان در سال 1811 میلادی (1189 خورشیدی) نوشته شده، همچنین لوگوی بازی مشهوری به نام (القدیمی) را که بر اساس هزار و یک شب و در امریکا ساخته شده است.

هزار و یک شب در آثار غربی

نخستین مترجم غربی «هزار و یک شب» نقش مهمی در گسترش این کتاب جادویی داشت. شاید خود آنتوان گلان هم تصور نمی کرد که در سفرش به استانبول، با چنین کتاب یگانه و افسانه ای مواجه شود. گالان علوه بر دست نویس هایی که در دست داشت، از روایت افراد محلی نیز غفلت نمی کرد. او در سال 1709 میلادی (1087 خورشیدی) با حنّادیاب آشنا شد که عربی مارونی و از مردم حلب بود. حنّا همانند یک راوی در خدمت گالان بود و داستان هایی را که از حفظ بود، برای گالان املا می کرد. از مقایسه یادداشت هایی که گالان هنگام املای این داستان ها برداشته است و متن چاپ شده آنها، می توان متوجه شد که گالان در داستان های حنّا دل بخواهانه و با آزادی بیش از حدی دست برده است. مثلاً گالان وقتی داستان «شاهزاده احمد و پری بانو» را نقل می کند، مقدار زیادی مطالب توصیفی غیرداستانی از شررح دیدارش با جهانگرد عربی به نام عبدالرزاق افزوده است که از هند دیدار کرده بود.

بدون شک، تأثیر «هزار و یک شب» بر آثار غربی انکار شدنی نیست. طی قرون 18 و 19 میلادی، زمانی که سیاحان و جهانگردان غربی روانه خاورزمین می شدند؛ بسیاری از هنرمندان این سرزمین ها و بیشتر از همه خطاطان مصری به خواهش جهانگردان غربی داستان هایی را تصویر کردند که جزء داستان های «هزار و یک شب» نبودند و صرفاً علاقه مشتری باعث ترسیم آنها می شد. البته بعدها این علایق کار را برای پژوهشگران، سخت و سخت تر کرد به حدی که مشخص نبود ریشه های اصلی داستان چیستند و کدامیک معتبرتر هستند. ماهیت و از سوی دیگر تنوعی که در داستان های هزار و یک شب وجود دارد باعث شده تا منبعی سازگار برای ساخت انواع فیلم، سریال، کتاب و موسیقی باشند.

سینما و هزار و یک شب

وقتی داگلاس فیربنکس در دنیای سینما حاضر به بازی در فیلم «دزد بغداد» شد، سینمای تجاری توانست یکی از مهمترین منابع داستان سرایی اش را پیدا کند: «هزار و یک شب». این فیلم در سال 1924 میلادی (1302 خورشیدی) ساخته شد و داستان فیلم نیز روایت عاشقی دزدی بود که یک دل نه صد دل عاشق و شیدای دختر خلیفه می شد، «دزد بغداد» چنان در خاطره تماشاگرانش خوش نشسته بود که «مایکل پاول» نیز تصمیم گرفت در سال 1942 میلادی (1320 خورشیدی) دوباره این داستان را بسازد. از جمله کارگردانان به نام می توان از پیر پائولو پازولینی نام برد که با الهام از «هزار و یک شب» فیلمی به همین نام ساخت. سینمای انیمیشن نیز بی بهره از «هزار و یک شب» نبود. «علاء الدین»، «هزار و یک افسانه از خرگوش» و «سفرهای سندباد» ازجمله انیمیشن هایی بودند که با الهام از این اثر جادویی ساخته شدند.

موسیقی و هزار و یک شب

هزار و یک شب الهام بخش آهنگسازان، نوازندگان و کارگردان های بسیاری بود که بر پایه آن اقدام به خلق و ساخت آلبوم های موسیقی و اپراهای فراوانی کردند. ازجمله آنها می توان به «فرانسوا آدرین» اشاره کرد که اپرایی به نام «خلیفه بغداد» در سال 1800 میلادی (1178 خورشیدی) ساخت. از دیگر آثاری که در زمینه موسیقی ساخته شده، می توان به اپرای «ابوحسن» اشاره کرد که توسط «کارل ماریافون وبر» و در سال 1811 میلادی (1189 خورشیدی) ساخته شد. ماجرای این اپرا درباره «ابوحسن» یکی از نزدیکان خلیفه بغداد است که قرض زیاد و سنگینی دارد و همسرش فاطمه را نزد زبیده، همسر خلیفه می فرستد تا وساطت کند. از دیگر آثار موسیقی می توان به «علی بابا» نوشته «لوئینجی چروبینی» (1833 میلادی برابر با 1211 خورشیدی) و «دزد بغداد» ساخته «پیتر کورنلیوس» (1858 میلادی برابر با 1236 خورشیدی) اشاره کرد. به غیر از فیلم و سریال، بازی های بسیاری نیز بر مبنای داستان های هزار و یک شب ساخته شده که می توان به «بازی های عربی»، «شهرزاد» و «زاخارا» اشاره کرد.

ادبیات و هزار و یک شب

ولتر از نخستین نویسندگان غربی است که از هزار و یک شب الهام گرفت. وی در مقدمه کتابش «خوش بینی» که در قرن 18 نوشته شده به داستان های سندباد و هزار و یک شب اشاره می کند. بعد از ولتر، «ویلیام بکفورد» کتابی به نام «واتک» نوشت که آمیزه ای از داستان های شرقی با افسانه های گوتیک بود. یکی از مهم ترین نویسندگان که تحت تأثیر هزار و یک شب داستان نوشت، ادگار آلن پو بود که داستانی به نام «هزار و دو شب» نوشت. «ویلیام وردورث» و «آلفرد تنیسون» نیز دو تن از مهم ترین شاعران انگلیسی زبان قرن 18 بودند که به تأثیر از هزار و یک شب، اشعار بسیاری سرودند و حتی تنیسون نام مجموعه اش را «شب های عربی» گذاشت. بعدها رابرت لوئیس استیونسون در 1882 میلادی (1260 خورشیدی) داستانی نوشت به نام «شب های عربی» که «بورخس» بارها به آن اشاره کرد. به غیر از نویسندگان، همچنین نقاشان و تصویرپردازان بسیاری نیز از هزار و یک شب الهام گرفته اند. «جان بارت» نویسنده شهیر امریکایی در رمانش به نام «خیرما» به بازسازی دوباره شهرزاد و دنیازاد می پردازد و بار دیگر هزار و یک شب را در قالبی امروزی مطرح می کند اما فقط اروپا تحت تأثیر هزار و یک شب نبود و حتی ادبیات ژاپن نیز بی بهره از تأثیران آن نماند. ترجمه هزار و یک شب در ژاپن باعث چنین تأثیراتی شده بود. داستان معروف «جنگل نوروژی» نوشته «هاروکی موراکامی» از جمله داستان هایی بود که ژاپنی ها به تأثیر از هزار و یک شب نوشتند.

ترجمه و محبوبیت «هزار و یک شب» در غرب نه فقط موجب تزریق خیال انگیزی در فضای منطق زده اروپای قرن هجدهم شد بلکه باعث شد تا بسیاری از پژوهشگران در شهرها و کشورهای مختلف شروع به جمع آوری انواع داستان های عامیانه و افسانه هایی کنند که از سویی بازتابی از فرهنگ کهن آنهاست و از سوی دیگر آرزوهای قومی را نشان می دهد که در زیر نقاب علم، همچنان به افسانه ها و اساطیرش تکیه کرده است.

ناهید تیزچنگ امتیاز به خبر :

ارسال نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

نظرات شما

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.